|
دست افزار |
|
|
|
|
|
پي سوز: ابزاری برای روشنایی منازل که بیشتر در مراسم و یا زمانی که خانوار مهمان نواز سنگسری میزبانی شخص و یا اشخاصی را بر عهده داشت، از آن استفاده می کردند. سوخت اصلی این وسیله از پی و یا روغن بود که در قسمت بالای آتشدان مشتعل می گردید. |
|
|
قابلمه: ابزاری مسی و درب دار که از آن علاوه بر استفاده در پخت و پز غذا در مواردی برای نگهداری و حمل مواد غذایی و محصولات لبنی همچون «آرشه» نیز بهره برداری می گردید.
|
|
|
کَس دوشو ( پارچ ): پارچ کوچک مسی که عموماً بر روی سفره غذا از آن استفاده می گردید. |
|
|
چخماق: ابزاری فولادی با نقش و نگاری زیبا که جهت برافروختن آتش در سال های پیش از اختراع کبریت از آن بهره می بردند. این ابزار در برخورد با سنگ چخماق، ایجاد جرقه ای را می نمود که جهت افروختن و مشتعل شدن مواد سوختنی لازم و ضروری بود.
|
|
|
پالِنگ دووژا ( مُشته پالون دوزی ): ابزاری فولادی که در مراحل دوخت پالن از آن استفاده می شود. قسمت صفحه صاف و فولادی در کف دست قرار گرفته و زنجیر دور مچ دست حلقه می شود و نخ انتهایی دو انگشت میانی قرار می گیرد تا استاد پالن دوز را در رَد کردن جوالدوز از پوسته ضخیم پالن یاری نماید. |
|
|
ساتور: از جمله ابزار لاینفک در زندگی خانوار عشایر که در مواقع ضروری به تکرار از آن استفاده می شود. |
|
|
مِس کِتری: سو کتری یا کتری مسی که در هر خانوار عشایر مورد استفاده قرار می گیرد و در کنار هر اجاق آتشی نمونه ای از آن را می توان یافت. |
|
|
مِس بِرِق: به دلیل کوچ رو بودن ایل در فصل بهار و پاییز استفاده از آبریزهای مسی مقرون به صرفه تر از انواع سفالی و یا اواخر پلاستیکی آن بوده است. |
|
|
ماشه: ماشه یا انبر آتش که در اندازه ها و طرح های مختلف ساخته می شد و از آن در موارد مصرف متفاوتاستفاده می گردید.
|
|